بیمه پاسارگاد (1997)

موفقیت عباس برزگر
نویسنده : علی نادری - ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳
 

چند سال پیش در یک شب بارانی دو گردشگر آلمانی سوار بر موتور به دنبال یک مکان امن بودند که شب را به صبح برسانند به خانه ی عباس یک روستایی بود پناه بردند.

 

 

 

 

 

 

 

عباس از مهمانان خود با یک چای آتشی و غذای محلی پذیرایی کرد سادگی پذیرایی خانواده عباس نظر دو گردگشر آلمانی را به خود جلب کرد.سه ماه بعد هفت نفر آلمانی که به پیشنهاد دوستانشان به خانه عباس رفتند و از او خواستند که از همان چای آتشی که از دوستانشان پذیرایی کرده است از آنها نیز پذیرایی کند و فردای آن روز عباس راهنمای آنها می شود و مناطق روستای خود را به آنها نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

موقع برگشت این هفت نفر 200 هزار تومان به عباس هدیه می دهند در آن زمان برای یه کارگر ساده 200 هزار تومان مبلغ بسیار زیادی بود و او را به این فکر انداخت که از این طریق کسب درآمد کند بنابراین شروع به کار کرد و او در حال حاضر به عنوان کارآفرین برتر صنعت گردشگری شناخته شده و توانسته 126 لوح سپاس دریافت کند و در آمداش از روزی 3 هزار تومان به 6 میلیون تومان برسد او به 28 کشور دنیا سفر کرده و خانه 80 متری او به 120 هزار متر رسیده است.

 

 

 

 

 

 

عباس دارای دو دختر به نامهای زهرا و نیلوفر می باشد و این دو دختر او به عنوان کوچکترین راهنمایان ایرانی معرفی شده اند و مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات از شبکه های تلویزیونی آلمان ،روسیه،تایلند و شبکه های 2 و 4 ایران پخش شده است.

 

 

 

 

 

 

به گفته عباس گردشگری صنعتی درآمدزاست.و در موفقعیتش هیچ سازمانی و مرکزی دخالت نداشته است.

 

 

 

 

 

 

برزگر از گردشگران خارجی در روستا با محصولات کشاورزی خود پذیرایی می کندخانواده واهالی در امر کشاورزی موفق هستند همه اهالی منطقه بوانات و روستای بزم از دهکده گردشگری عباس کسب درآمد دارند. روستای بزم در 17 کیلومتری شهر بوانات به سمت استان یزد و کرمان آخرین نقطه استان فارس است.

 

 

 


 
 
ده داستان موفقیت الهام بخش
نویسنده : علی نادری - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳
 
 
در 30 سالگی یک خیریه تأسیس کرد که آب شرب و تمیز را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کرد. او تا به امروز 3962 پروژه آبرسانی را تأمین بودجه کرده است و برای 1794983 نفر در 19 کشور دنیا، آب شرب و تمیز فراهم کرده است.
 

مجله اینترنتی برترین ها

 





برترین ها:

1. کریس زین، Zane’s Cycles


کریس زین در کسب و کار تجربه است. چه در فروشگاه دوچرخه اش در کانکتیکات دوچرخه بفروشد، چه برای برنامه های جایزه های شرکتی، سفارش پر کند، می داند که هدف یک کسب و کار موفق چیزی بیش از فروش جنس است. زین 46 ساله، در 12 سالگی شروع به تعمیر دوچرخه در گاراژ منزل والدین خود در کانکتیکات نمود. در 16 سالگی او والدینش را قانع کرد که اجازه دهند یک فروشگاه دوچرخه اجاره کند و همچنین از پدربزرگش 23000 دلار با بهره 15 درصد قرض نمود. وقتی صبح ها او به مدرسه می رفت، مادرش فروشگاه را می گرداند. در سال اول، او 56000 دلار از فروش ها بدست آورد. امسال او انتظار دارد که 21 میلیون دلار درآمد داشته باشد.



2. لیان وینتراب و شانان اسوانسون، برند Tasty

با وسواسی که این روزها برای خواندن برچسب های مواد اولیه ارگانیک محصولات وجود دارد، مسلماً چندین برند غذای بچه ارگانیک وجود دارد. به همین دلیل است که وقتی لیان وینتراب و شانان اسوانسون، دو دوست لوس آنجلسی، شروع به تولید پوره های ارگانیک برای بچه های خود نمودند، باورشان نمی شد که چقدر گزینه های کمی در فروشگاه ها برای غذای ارگانیک بچه وجود دارد. بنابراین وینتراب 42 ساله، گزارشگر محلی تلویزیون و اسوانسون 38 ساله، سرآشپز حرفه ای در یکی از رستوران های ولفگانگ پاک الهام گرفتند تا برندی از غذاهای ارگانیک درست کنند. کمپانی آنها امسال انتظار دارد فروشش به 2.5 میلیون دلار برسد.



3. جرج ولاگوس، Oak Street Bootmakers

وقتی جرج ولاگوس دبیرستانی بود، پدرش پوتین ساز بود و به او اجازه می داد که روزهای تعطیل به مغازه آنها در شیکاگو برود و کفش ها را برق بیندازد. جان ولاگوس که یک مهاجر یونانی بود، امیدوار بود که به پسرش نشان بدهد که چقدر کار دست سخت است و او باید شغل دیگری پیدا کند. ولی این فکر او مؤثر نبود. جرج در نهایت به حرفه خانوادگی شان بازگشت و تصمیم گرفت برای خودش کفش طراحی کند. در حال حاضر برای خریدن کفش دست دوز از او باید 6 هفته صبر کنید. او می گوید: «باورم نمی شه که مردم تو خیابونای نیویورک، شیکاگو و کشورهای دیگه با کفش هایی که من طراحی کردم راه میرن!»



4. لیمور فراید، Adafruit Industries

لیمور که مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته مهندسی برق و علم کامپیوتر را از دانشگاه MIT گرفته است شرکت صنایع ادافروت را هدایت می کند. این شرکت کیت های الکترونیکی دست ساز می فروشد. او با طراحی این کیت ها، مردم را تشویق به استفاده از دانش می کند و ابداع و اختراع را تشویق می کند. فراید شرکت خود را در سال 2005 با 10 هزار دلار تأسیس کرد که این پول را برای هزینه های تحصیلش کنار گذاشته بود. او حالا با 150 تا 200 سفارشی که در روز دارد از هر یک از آنها چندین هزار دلار درمی آورد و هزینه های تحصیلش را می پردازد.



5. کنی لائو و دیوید وبر، Rickshaw Dumpling

کنی لائو و دیوید وبر در سال 2002 وقتی که در دانشکده تجارت دانشگاه نیویورک دانشجو بودند ملاقات کردند و با هم آشنا شدند. آنها نیروهایشان را یکی کردند تا مفهوم ریکشاو را در سال 2004 وارد رقابت های تجارتی کنند. آنها اولین فروشگاه خود را در سال 2005 باز کردند و بعداً فروشگاه های دیگری نیز باز کردند. تقریباً داشتند ورشکست می شدند که تصمیم گرفتند با اتومبیل خوراکی خود را بفروشند و موفقیت آنها آنی بود. از پولی که از فروش خیابانی بدست آوردند توانستند کارشان را گسترش دهند و حالا 70 کارمند دارند و امیدوارند امسال درآمدشان دوبرابر شود.



6. محصولات غذایی عمده ارین بیکر

در سال 1994، ارین بیکر شروع به پختن کلوچه های صبحانه سالم نمود. سپس از یک خریدار الهام گرفت و توانست کار خود را گسترش دهد و کارمندانش را از دو نفر به 100 نفر افزایش دهد. سپس با کم شدن 60 درصد از تولیدش متوجه شد که باید محصولات جدیدی به محصولاتش اضافه کند. او فهمید که با پختن کلوچه های رژیمی می تواند موفق شود.



7. اسکات هریسون، charity: water

اسکات هریسون از اینکه چیزهایی مثل خمیر دندان تبلیغاتی بهتر از اهداف نجات زندگی دارند خوشش نمی آمد. او فکر می کرد می تواند چیزهای دیگری را نیز تغییر دهد. بنابر این او در 30 سالگی یک خیریه تأسیس کرد که آب شرب و تمیز را به کشورهای در حال توسعه منتقل می کرد. یکی از اهداف او این بود که برندسازی اش کاملاً درست و جذاب باشد. او وقتی 28 سالش بود، به اروگوئه سفر کرده بود و از اینکه هر چیزی می خواست مانند همسر مدل، ساعت رولکس و اتومبیل بی ام دبلیو، در اختیار داشت، احساس بدی داشت. او تا به امروز 3962 پروژه آبرسانی را تأمین بودجه کرده است و برای 1794983 نفر در 19 کشور دنیا، آب شرب و تمیز فراهم کرده است. هدف فعلی او گردآوری 2 میلیارد دلار برای کمک به 100 میلیون نفر دار 10 سال آینده است.



8. جیسون توئز و داستین کوپال، GasBuddy.com

جیسون و داستین احساس نیاز به مکانی داشتند که به مردم کمک کند ارزان ترین بنزین محلی را پیدا کنند و بنابراین در ژوئن 2000 وبسایت GasBuddy.com را تأسیس کردند. در آن زمان توئز به عنوان برنامه نویس کامپیوتر کار می کرد و کوپال چشم پزشک بود. این دو شریک در دهه بعدی وبسایت خود را توسعه دادند و رانندگان را تشویق به وارد شدن به سایتشان و اعلام قیمت های خود نمودند. در سال 2009 آنها به برنامه های تلفن همراه روی آوردند. بنابراین در سال بعد برنامه های خود را برای اندروید و iOS معرفی نمودند و فوراً محبوب شدند. امروز برنامه آنها 6 میلیون بار دانلود شده است و وبسایت آنها بسیار شلوغ است.



9. اورن بلوستین، Oren’s Daily Roast Coffee and Tea

اورن بلوستین بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه پنسیلوانیا به نیویورک سیتی نقل مکان کرد و در خیابان پنجم شغلی پیدا کرد. سال 1979 بود و بلوستین 23 سالش بود و بسیار فقیر بود. او می خواست شغلی داشته باشد که مجبور نباشد به 15 نفر بله قربان بگوید. بنابراین استعفا داد و در سال 1986 Oren's Daily Roast را تأسیس کرد. با 50 هزار دلار هدیه از سوی والدینش و 30 هزار دلار پس اندازش و یک وام 25 هزار دلاری، او اولین فروشگاه 400 فوت مربعی خود را در خیابان اول منهتن باز کرد. 25 سال بعد، کسب و کار او تبدیل به غول 10 میلیون دلاری شد.



10. جوانا میزلز، Snip-its

وقتی جوانا میزلز پسرش بن که حالا 20 ساله است را برای اولین کوتاهی مو به آرایشگاه برد، دوست داشت برایش خاص باشد. بنابراین با خودش یک دوربین فیلمبرداری برد و از کوتاهی موی پسرش فیلم گرفت تا به والدینش نشان دهد. او از این کار خود ایده گرفت تا جایی را برای بچه ها باز کند که تجربه اولین کوتاهی مو برای آنها جذاب شود. Snip-its حالا بزرگترین سالن آرایشگاه آمریکا است که فقط بر کوتاهی موی بچه ها متمرکز است و 63 شعبه دارد و می خواهد در انگلستان هم شعبه بزند.


 
 
سازگاری و ناسازگاری در زندگی و تجارت
نویسنده : علی نادری - ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۸
 

 سازگاری و ناسازگاری را همه تجربه کرده ایم و آثار آنها را در زندگی شاهد بوده ایم. چه بسیار پیروزی و

 شکست ها که مستقیم و یا غیر مستقیم زائیده این دو بوده اند.

 چه بسیار فاصله ها، طلاق ها،ورشکستگی ها و بحرانها که حاصل ناسازگاری ها بوده اند و چه بسیار رابطه ها،

 پیوندها،سازندگی ها و آرامش ها که از سازگاری سرچشمه گرفته اند.

 سازگاری یکی از قابلیت ها، مهارتها ومزیت های مهم برای اداره کردن تحولات و بهره برداری از فرصتهاست.

 سازگاری چیست؟ سازگار کیست؟اهداف و آثار سازگاری کدامند؟ چگونه می توانیم سازگاری را تقویت

 کنیم؟ استراتژی سازگاری در بازاریابی چیست و چگونه می توان آن را بعنوان یک مزیت رقابتی مهم مورد

 استفاده قرار داد؟ توصیه ها و هشدارهای سازگاری کدامند؟

 پاسخگوئی به این پرسشها می تواند چهره زندگی و کسب و کارها را دگرگون کند،نارسائی ها را کاهش دهد،

 امیدها را بارور سازد، افسردگی ها و درماندگی ها را برطرف کند و شادابی و سازندگی را به ارمغان آورد و

 باعث پیشرفت،دگرگونی، رشد، توسعه ،نوآفرینی و بازآفرینی های گسترده شود.

 سازگاری چیست؟

 سازگاری در فرهنگ فارسی به معنای موافقت،هماهنگی،هم آوازی،لیاقت، خرسندی و گوارائی است و سازش

 نیز به معنای صلح، آشتی،حسن سلوک،اتفاق، ساخت و پیوستگی است.

 


 
 
سال نو مبارک
نویسنده : علی نادری - ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۸
 

کارت تبریک عید نوروز