بیمه پاسارگاد (1997)

 
نویسنده : علی نادری - ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٧
 

شاید برای شما هم اتفاق بیافتد

زندگی را خودت بساز ...

بیرون برف باریده بود.ترنم با انگشتان کوچکش روی شیشه بخار گرفته شکلک می کشید. کمی آن سوتر میل های بافتنی در دستان همسرش به سرعت بالا و پایین می شدند ، نگاهش که سرخورد روی دستانش خاطره آن حادثه تلخ در کارگاه جوشکاری دوباره برایش زنده شد.

تنها چند ثانیه سهل انگاری و بی احتیاطی به قیمت از دست دادن انگشتان دو دستش زیر دستگاه فرز تمام شده بود. باور و حتی یادآوری خاطره آن روز برایش سخت و دردناک بود.

امید هنوز جوان بود و آرزوهای زیادی در سر داشت که با سرانگشتان پر توانش باید تحقق می‌بخشید اما در آن روزها با دیدن جای خالی انگشتانش رویای رسیدن به آن ها محال بنظر می رسید.

به یک باره دنیای امید زیر و رو شد. هیچ چیز و هیچ کس مرهم درد های امید نبود و نمی توانست آن رنج بزرگ را جبران کند.

اما در میان این روزهای سخت و طاقت فرسا ، فقط یک حامی تسلی بخش دردهایش بود. حامی ارزشمندی که در اوج ناامیدی به کمکش شتافت. و دست یاری به سویش دراز کرد و همه این ها را مدیون تصمیمی بود که ۶ماه قبل از حادثه در کارگاه جوشکاری گرفته بود.

تصمیم های درست در زمان درست ، سرنوشت ما را رقم می زند. زمانی را به یاد آورد که خسته از کار روزانه درکارگاه کوچکش مشغول استراحت بود و به دلایل نماینده بیمه که سعی در متقاعد کردن او برای خرید بیمه عمر و تأمین آتیه را داشت، گوش  می کرد:

« چشم های تان را ببندید ، خیلی سخت است اما حالتی را تصور کنید که تنها با یک زمین خوردن ساده یا تصادف یا سقوط از بلندی و یا هر حادثه دیگری در حین کار، عصایی زیر بغل تان است و یا در شرایطی بدتر ویلچرنشین شده اید،آن هم برای همه عمر....

با توجه به پر خطر بودن شغل شما اگه خدای نکرده در حین کار ، دچارحادثه بشید و از کار افتاده ، چه کسی حامی شما و خانواده تان خواهد بود؟»

بعد از آن بود که تصمیمش را گرفت. و بیمه نامه ای با حق بیمه ای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان خرید تا بعد از ۳۰ سال، زمانی که پا به سن گذاشت کمک حالی در تامین مخارج زندگیش باشد. اما هیچ گاه فکر نمی کرد، تنها با پرداخت دو قسط از حق بیمه اش،این حامی  ارزشمند به کمکش بشتابد.

پس از آن حادثه تلخ، بیمه پاسارگاد هزینه های درمان و بیمارستان را متقبل شد و امید آسوده خاطر مراحل درمانش را تکمیل کرد . پس از بهبودی و مراجعه به شرکت بیمه مبلغ ۳۶ میلیون تومان بابت غرامت نقص عضو و از کار افتادگی دریافت کرد.

با دستانی بدون انگشت ، از کار افتاده محسوب می شد فکر آینده معصومه قلبش را به درد می آورد، اما حامی بیمه ای این بار هم تنهایش نگذاشت و پرداخت اقساط بیمه نامه اش را تا ۳۰ سال دیگه یعنی تا آخر مدت بیمه نامه بر عهده گرفت.

با روی هم گذاشتن اندک پس اندازش و پولی که از بیمه دریافت کرده بود . کار و کاسبی کوچکی راه انداخته بود و همین برای اثبات همت مردانه اش در مقابل نگاه های پر از ترحم اطرافیانش کافی بود.

نگاهش را که از دستانش گرفت، ترنم هنوز روی شیشه بخار گرفته شکلک می کشید و میل های بافتنی روی میز کنار همسرش آرام گرفته بودند.

منبع : روابط غمومی بیمه پاسارگاد