بیمه پاسارگاد (1997)

خاطراتی از شهید حاج عبداالله رودکی (سردار رودکی )

حاج عبدالله رودکی  انسانی کم نظیر بود .  انسانهای خوب زیاد هستند. بعضی ها مومنند ، بعضی ها مهربانند ، بعضی ها شوخ طبعند ، بعضی ها  بخشنده و دست و دل بازند ، بعضی ها شجاع اند، بعضی ها رفیق بازند ، و...

ولی حاجی همه خصوصیات خوب را داشت وهر که به او نزدیک میشد عاشق او میشد.

خاطره از کلاس

یه روز سر کلاس دوره دافوس ارتش نشسته بودیم من کاری داشتم که میخواستم زودتر برم  جایی . حاجی  میزجلو یی من نشسته بود ازش پرسیدم ساعت چنده ؟ ساعته گفت . کمی گذشت باز پرسیدم ساعت چنده؟ باز جوابم داد .  کمی دیگه زمان گذشت برای بار سوم پرسیدم ساعت چنده ؟ ساعتشه از رو مچش باز کرد انداخت تو دست های من با خنده گفت مگه من نوکر توام که هی بایدجواب تو بدم این ساعت مال خودت . من ساعته گرفتم بعد از کلاس هر کاری کردم اونو پس نگرفت اون ساعت سیکو چند سال دست من بود و بعد من دادمش به برادرم و چندین نفر سالها از اون استفاده کردن       علی نادری  ندسا