بیمه پاسارگاد (1997)

دکتر فخارزاده و عینیت بخشی به اخلاق حرفه ای در عمل
نویسنده : علی نادری - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٤
 

 انجمن MDRT معروف به میزگرد میلیون دلاری "به عنوان انجمن برتر میلیونرهای حرفه ای،در سال 1927 میلادی تاسیس گردیده،به عنوان انجمن مستقل و بین المللی متشکل از نزدیک به 36000 نفر از حرفه ای ترین فروشندگان بیمه عمر از خدمات مالی بیش از 430 کمپانی در 78 کشور دنیاست.اعضای MDRT همگی دارای دانش و معلومات استثنایی و اثبات شده،پایبندی شدید به اصول اخلاقی و خدمات دهی به مشتریان خود می باشند،اعضای MDRT در سطوح بین المللی،به عنوان برترین فروشندگان بیمه عمر و خدمات مالی،از بیش از 430کمپانی در 78 کشور دنیاست.اعضای MDRT در سطوح بین المللی به عنوان برترین فروشندگان استاندارد در زمینه تجارت بیمه های عمر و خدمات مالی شناخته میشوند."

منشور MDRT دارای 7 بند بسیار با ارزش است که اعضای می بایستی به آن معتقد بوده و به آنها عمل کنند.به نظر نویسنده و بر اساس تجربه 40 ساله خود 2 اصل اول و دوم بسیار با اهمیت تر می باشد که آنها را ذکر میکنیم:

1- همواره سود و منفعت مشتریان خود را بالاتر از سود و منفعت شخصی خود قرار دهید.

2- حفظ و برقراری بالاترین استاندارد های شایستگی حرفه ای و ارائه برترین مشاوره های ممکن به مشتریان از طریق حفظ و بهبود شایستگی ها،مهارت ها و دانش خود

دکتر فخارزاده الگوی حقیقی و واقعی و عینیت اهداف منشور اخلاقیMDRT است و بی دلیل نیست که به عنوان یک استاد واقعی در عالیترین سطوح با این انجمن همکاری داشته و دارد.همگی ایرانیانی که موفق شده اند در جلسات سالیانه MDRT در آمریکای شمالی حضور یابند نقش فعال دکتر فخارزاده را شاهد بوده اند و احترام بوده اندو احترام عمیقی را که شرکت کنندگان در جلسات MDRT برای ایشان قائلند را از نزدیک لمس کرده اند، بی دلیل نیست که دکتر فخارزاده 29 بار(در طی 29 سال )در سطح عالی (TOP of table) عضو این انجمن شده است.

فراموش نکنیم که کسانی که عضو MDRT می گردند بایستی از بدو عضویت حتی در سطح اولیه (Quilify member) به منشور اخلاقی فوق معتقد بوده و به آن عمل کنند و صد البته که در سطوح دیگر مانند(Cort of table) و (TOP of table)عضو مربوط دیگر یک عضو عادی نیست و نه تنها می بایستی به منشور اخلاقی MDRT معتقد بوده و عمل کند بلکه این انجمن و طبعا شرکت بیمه متبوعش، جامعه نمایندگان بیمه عمر و بیمه گذاران او وی را به چشم یک استراتژیست دارای صلاحیت برنامه ریزی مالی برای مشتریان خود می دانند و توقع دارند که ضمن اعتقاد و عمل به منشور اخلاقی MDRT "اخلاق حرفه ای" را تمام و کمال در عملکرد او ببینند.




دکتر فخارزاده در ملاقات با هر مشتری جدید نمونه بارز این "اخلاق حرفه ای" بوده و هست،من خود شاهد چندین ویزیت ایشان با مشتریان تازه بوده ام و صمیمانه می گویم که از صداقت،عملکرد،دقت نظر،اطلاع رسانی و تکنیک های برتر ایشان در فروش صحیح بیمه عمر به وجد آمده ام، او به هر مشتری جدید آنگونه اطلاع رسانی می کند که گوئی اولین مشتری اوست! و با صبوری،چهره ای گشاده ،هنر شنونده بودن سخنان مشتری،در عین دانش فنی،تحصیلات عالی،تجارب عمیق و شهرت بین المللی با بیمه گذار ارتباط صمیمانه ایجاد کرده و او را دوست خود نموده و اعتماد او را بر می انگیزاند .او ایمان دارد که فروشنده بیمه عمری که در قرار ملاقات با مشتری دائم حرف بزند و شنونده نباشد بازنده فروش بیمه عمر است،با لعکس هر زمان که بیمه گذار احتمالی حرف می زند و سخن می گوید(حتی اگر نا مربوط به بحث باشد)بایستی سر تا پا شنونده باشیم و با دقت و علاقه به چهره او نگاه کنیم و واقعا گوش دهیم نه بشنویم و از اطلاعات عنوان شده در سخنان مشتری برای فروش بموقع خود استفاده ببریم. و حتی با طرح سوالات کلیدی به موقع او را به حرف زدن تشویق کنیم، البته مدیریت این ملاقات و ابتکار عمل مذاکره به عهده فروشنده بیمه عمر است ولی بایستی به مشتری اجازه دهیم حرف بزند. وقتی در مذاکره فروش بیمه عمر نوبت به حرف های دکتر فخارزاده در یک ملاقات حضوری می رسد او همچنان با چهره گشاده،بذله گوئی، تسلط بر کار با طرح سوال های به جا مانند یک تحلیگر اقتصادی یک استراتژیست مالی و حامی مدافع منافع حال و آتی مشتری با طرح سئوالاتی بجا و پخته مانند سن،موقعیت خانوادگی،تعداد فرزندان، درآمد ماهیانه، ملک یا ملک های شخصی مشتری، میزان پس اندازها و میزان سهام او،انواع بیمه ای که دارد،چگونگی بیمه اجتماعی او، وضعیت و میزان مالیات بیمه گذار در حال و آینده و نگرانی هایش سوال می کندو در حضور مشتری آنها را می نویسد و مانند مشاور دلسوز، صدیق و محرم آنگاه به طراحی نوع بیمه عمر او (بیشتر بیمه تمام عمر) یا ترکیبی از چند بیمه عمر (تمام عمر، بیمه عمر و سرمایه گذاری و بیمه عمر زمانی) می پردازد و در حقیقت مشتری را کاملا آماده می کند که توانمند گرددکه بتواند تصمیمی آگاهانه برای پیشنهاد او و نوع بیمه ای که معرفی می کند بگیرد، سپس بعد از حداقل 1 الی 2 ساعت و حتی پیگیری های بعدی قرار داد را منعقد می کند و با علاقه و حسن برخورد دائمی او را برای چکاب بیمه عمر( اگر لازم باشد) آماده کرده و سپس بیمه نامه صادر شده و پی گیری می گردد.

چنین الگوئی و عملکردی در بالاترین سطح دانش فنی و استاندارد فروش عینیت تام و تمامی برای الگو برداری و الهام گیری برای فروشندگان بیمه عمر در ایران است . او با آنکه اجازه فعالیت در تمام رشته های بیمه اموال در اکثریت ایالت های آمریکا را هم دارد ولی در همه این سالها صرفا در رشته فروش بیمه عمر کار کرده و به آن افتخار می کند، او به اصول حرفه ای کاملا وفادار است، و بیمه های عمری را که می فروشد تناسب با موقعیت اقتصادی، خانوادگی و قدرت پرداخت حق بیمه مشتری داشته و به گونه ای آنها را طراحی می کند که در روز وقوع حادثه یا نیاز مالی،سرمایه بیمه واقعا مشکل گشا باشد و خانواده یا خود بیمه شده را حمایت کند. بنا براین مشتری بعد از خرید بیمه نامه با رضایت کامل خود را با یک برنامه اقتصادی شخصی روبرو می بیند و سرمایه بیمه او می تواند کاملا خانواده اش را در روز فوت او حمایت کند و به استاندارد خانواده اقتصادی او لطمه نخورد و حتی میزان مالیات بر ارث و موجودی اموال او در روز فوت پیش بینی و محاسبه می گردد. بنابراین فروش حداقل بیمه نامه عمر و صرفا به این دلیل که فروش اتفاق بیفتد و آمار فروش فراهم شود بر خلاف آموزه ها، باورها و اخلاق حرفه ای اوست و سرمایه بیمه و نوع آن حتما باید در یک برنامه ریزی دقیق بدست آید، و به معنی دیگر او مدیریت ریسک می کند. نکته جالب اینکه برای جلوگیری از معوقه شدن حق بیمه نیز برنامه ریزی دقیق و پی گیری مداوم دارد و علاوه بر آنکه صدور بیمه نامه های عمر در آمریکا کاملا دیجیتال است، معذالک ایشان جعبه کارتکس جالب، تجربه شده و با ارزشی از خلاصه اطلاعات مشتریان خود را در دفتر خویش دارند که من از نزدیک در نیوجرسی آنها را دیده ام و سپس با دقت نظر ایشان و با کمک برنامه کامپیوتری شرکت بیمه Metlife و پیگیری کارکنانشان بیمه نامه های فروخته شده را پی گیری کامل می کنند و مشتریان خود را راهنمائی مجدد می نمایند تا در موقعیت های بهتر بیمه نامه عمر زمانی آنها را تبدیل به بیمه تمام عمر یا بیمه عمر و سرمایه گذاری کنند یا سرمایه آنها را بیشتر کرده یا طرح های جدید را اطلاع رسانی نمایند. در مقام مقایسه ضمن احترام عمیق و خضوع و خشوعی که در مقابل فروشندگان بیمه عمر حرفه ای دارم که در ایران دارای مدرک MDRT هستند و کوشش فراوانی هم به حق کشیده اند،اما اجازه می خواهم به افراد انگشت شماری که این مدرک را دارند یاد آوری بکنم که صرفا داشتن این مدرک برای آنها حق خاص و ویژه ای ایجاد نمی کند و نبایستی آنها و یا شرکت بیمه آنها بهترین و کامل ترین هستند. داشتن مدرک MDRT بدون عمل به منشور اخلاقی MDRT کاملا بی معنی است و حتی لطمه زننده به نام MDRT و جامعه نمایندگان حرفه ای بیمه عمر است. "فروش 5 دقیقه ای" تز بسیار مسخره و سطحی و غیر اصولی است، مگر می شود زندگی اقتصادی یک شخص را در حیات و ممات او صرف 5 دقیقه تحلیل کرد؟! و برای او برنامه ریزی اقتصادی و طراحی بیمه عمر کرد!!

در 5 دقیقه اول بیمه گذار محال است که بیمه عمر از شما بخرد فقط در 5 دقیقه اول می توان با برخورد اولیه مناسب و زبان بدن اثر گذار او را علاقه مند کنیم که به پیشنهاد تان توجه کند در غیر اینصورت در همان 5 ثانیه اول مشتری حتما تصمیم می گیرد که از شما بیمه عمر نخرد. فروش یک بیمه نامه عمر 5 میلیون تومانی با حداقل بیمه به هر کس با هر سن، موقعیت، درآمد و شغلی صرفا و برای آنکه فروشی کرده باشیم حتی کافی برای هزینه تشریفات دادن ناهار یا شام به خانواده شخص فوت شده هم نیست! بایستی به منشور اخلاقیMDRT و اخلاق حرفه ای وفادار باشیم، حرفه ای عمل کنیم تا بازار بیمه های عمر به سامان برسد و رشد اصولی یابد.

مکارم اخلاق شخصی آقای دکتر مهدی فخارزاده

با صراحت و بدور از هر تملقی و به دلیل شناخت همه جانبه ای که از زندگی آقای دکتر فخارزاده یکی از استادان محبوب و عزیزم در طی سالیان طولانی کسب کرده ام او "یک اتفاق ویژه در جهان ما "،"یک تجسم زندگی شاهکار گونه"،"یک الگوئی با شکوه از نماینده حرفه ای بیمه عمر برای همه نمایندگان بیمه عمر دنیا"،"یک عینیت در اخلاق حرفه ای"،تبلور مکارم اخلاق عارفانه ایرانی" و بالاخره "یک پدر بزرگ دوست داشتنی" برای همه ماست. او با آنکه 90 سال از عمر پر برکتش می گذرد همچنان سالم،سر حال، با نشاط، بذله گو و پر انرژی روزانه و ساعات طولانی از 5 صبح تا 10 شب به کار پر ثمرش به شکلی عاشقانه می پردازد و با این توصیف که یک چهره بین المللی بوده،در عالی ترین سطح دانشگاهی درس خوانده در قلب تمدن آمریکا زندگی کرده و کار می کند،سالانه چند صد هزار دلار در آمد دارد،خانه تابستانی او در نزدیک نیویورک در چندین هکتار و در یک قصر چند صد ساله است و خانه زمستانی اش نیز در نیو جرسی به شکل یک خانه لوکس است اما تواضع،ادب،ایمان و زندگیش نشان از یک زندگی عارفانه دارد،اگر "انسان عارف"را به معنی"انسان خودآگاه" بدانیم او به خوبی این "خود آگاهی " را از طریق"خودشناسی و هستی شناسی"دریافته و می داند که تولد هر یک از ما در جهان هستی اتفاقی نیست.بلکه تک تک ما در پروژه عظیم خداوند یک "انتخاب زیبا " هستیم و زندگی یکباره ما " در یک ضیافت الوهی" یکباره و تکرار ناشدنی سپری می شود،ما آمده ایم که با سرگذشت خودمان زندگی را باشکوه تر، زیباتر، عمیق تر و عاشقانه تر بسازیم و سپس با مرگمان به دریای بی کران وحدت خداوندی برگردیم. بقول آن نویسنده:"جهان یک عرصه تئاتر بزرگ است که کارگردان آن خداوندبوده،سن تئاتر دنیاست، ما بازیگرانی بیش نیستیم،تنها نقش مثبت یا منفی را در حضور خداوند بازی می کنیم!دکتر مهدی فخارزاده به حق این "نقش مثبت" را خوب فهمیده است و "زندگی را به رقص در آورده"، "زندگی را ستایش کرده" و" فهم عاشقانه هستی" را خوب می داند، او خوب می داند که در جهان هستی بایستی"ماموریت ویژه خود در این کره خاکی بفهمد"و بداند برای چه آمده؟ و برای چه می رود؟ و هر کس می بایستی با رفتن خود و با عمل خویش و در حیطه خانواده،اطرافیان و کارش جهان خوب ما را زیباتر بکند و برود و آنگاه در رحمت و برکت بی پایان خداوند غنوده و قرار بگیرد. متاسفانه تعدادی از مردمان زمانه ما به علت کج اندیشی، عدم باور به خویش و عدم ایمان به خالق و معمار بزرگ هستی در خیالی بیمار گونه و بی هدف می آیند، به جمع مال می پردازند، ظاهرا زنده اند! اما زندگی نمی کنند و میروند! و بقول "نیچه" آنان بسیاران بیهوده زی " هستند، ولی کسانی هم هستند که بیهوده زندگی نمی کنند و به زندگی زیبائی،شکوه،معنی و طراوت می بخشند و لحظه لحظه عمرشان به گسترش برکت سفره مردم منتهی می شود و خوشا به حال اینگونه مردمان! دکتر فخارزاده از این دست مردمان زمانه می باشد و برای صدق برداشتم از شخصیت او به ذکر گوشه هایی از مکارم اخلاقی ایشان به صورت اجمال می پردازم:

روابط با خانواده پدری: او احترام عمیقی برای یاد پدر،مادر،خانه پدری،برادران و خواهران نسبی خود قائل است و از ذکر کلمه برادر یا خواهر نا تنی به بعضی از آنان بیزار است و همه آنها را برادر و خواهر حقیقی خویش دانسته و حتی همه انسان ها را برادر و خواهر خویش می داند او به همه برادران و خواهران خود بعد از موفقیت خویش در آمریکا کمک کرده تا به آمریکا بروند و مدارج تحصیلی را طی کرده و زندگی آسوده ای داشته باشند.

رابطه با خانواده خود: رابطه دکتر مهدی فخار زاده با خانواده سببی خویش نیز به شکل ویژه ای عاشقانه و احترام آمیز است و با آنکه حدود 60 سال از ازدواج او با همسرشان خانم سیگرون(ازدواج در 1953) می گذرد.

همچنان به هم عشق می ورزند و در "داشته ها و نداشته ها " نیز پیوسته شریک هم بوده اند.رابطه با فرزندان نیز در عین آزادی انسانی آنها بسیار احترام آمیز و توام با توسعه فرهنگ ایرانی بوده است، وبه همین دلیل برای همه آنها اسامی ایرانی انتخاب شده است در حالیکه مادرشان آمریکایی-ایسلندی است. جالب آنکه همسر او نیز به خوبی فارسی را به صورت سلیس صحبت می کنند.

ایمان به خداوند:او با تمام وجود معتقد است که این خواست خداوند است که بعد از فوت حدود 10 نفر ازخواهران و برادران تا کنون زنده مانده و زندگی آبرومندانه ای داشته اند،او پیوسته در سخنان خود به یاد خود و دیگران می آورد که خودش در درگاه خداوندی هیچ است و هر موقعیتی که دارد از ناحیه اوست و تنها خداوند است که به عزت داده است .دکتر فخارزاده از بدو جوانی در ایران و آمریکا پیوسته بی ریا و بدون آنکه بخواهد از مذهب خویش پلی برای مال دنیا بسازد نماز خوانده است، و علاوه بر آن به نیایش و شکر گذاری در درگاه خداوند در طی هر لحظه و هر روز ادامه می دهد. فراموش نکنیم که در قلب آمریکا و بویژه در ایالت نیویورک و اطراف آن بعد از واقعه 11 سپتامبر همه چیز و همه کس زیر نظر پلیس آ مریکا مانیتورینگ می شود و بویژه با مسلمانان و آداب آنها برخورد خاص و گاه توام با بدبینی می گردد ولی او ابائی ندارد که در همه احوال وحتی در سخنرانی خود از اینکه مسلمان و ایرانی است به خود ببالد و هیچ تردیدی در نماز خواندن خود نداشته باشد،جالب اینکه او ضمن داشتن تحصیلات بسیار عالی و دانش فنی عمیق و گسترده و شاخص بودن در صنعت بیمه جهانی در تصمیمات مهم خود بسیار مشورت می کند و در موارد خاص از جمله سفر اخیر خود به ایران متوسل به استخاره هم می گردد!

احترام به فرهنگ ایرانی:دکتر فخارزاده به فرهنگ ایرانی خود ارج می نهد و نه تنها مثل بعضی از ایرانی های مقیم آمریکا آنرا تحقیر نمی کنند بلکه زبان ایرانی را به خوبی صحبت کرده و به خانواده خویش هم آموزش داده است. او بعد از 60 سال زندگی در آمریکا حتی المقدور از اداء کلمات انگلیسی دوری می کند مگر آنکه کلمه مترادف فارسی را به خاطر نیاورد،غذاها و آداب و رسوم کشور زادگاهش را بهشدت دوست دارد،با عرفان ایرانی- اسلامی آشنا است و با اشعار شعرای بزرگ ایران مثل مولوی و حافظ انس دارد.

توجه به امور خیریه: او از آن دسته ایرانیانی نیست که سعی بر جمع آوری حرص آلود مال برای خانواده و اداره مالیات داشته باشند بلکه به صرف قسمتی از درآمد خویش برای امور خیریه معتقد بوده و هست و همیشه در این امر پیش قدم می باشد.و ذکر کردیم که حتی به سهم خود از ارث پدری نیز رغبتی نداشته و آنرا برای صرف امور خیریه و توام با مبالغ هنگفتی از ثروت خویش در آمریکا بلوکه کرده است.

نداشن کبر وغرور:او در اوج موفقیت مالی،شغلی و طی کردن مدارج ترقی در سطح جهان بسیار ساده،صمیمی و متواضع است و برای همه و اندیشه های دیگران احترام قائل است و هرگز سعی نکرده که اندیشه خویش را بر دیگران تحمیل نماید و بالعکس شنونده خوب اندیشه دیگران هم بوده است،با او بودن فضای صمیمی"دوست داشتن"،"شادی" و خودمانی بودن" را می آفریند.

احترام به رقبا: او رقبای خویش را رفقای خود می داند! و نه تنها آنان را انکار و نفی نمی کند بلکه معتقد است آنان نیز به سهم خویش به توسعه فرهنگ بیمه می پردازند و سر خوان گسترده نعمات خداوندی نشسته اند و او این سفره خداوندی را کافی،وسیع و ابدی می داند و به همین دلیل از بیان تجربه ها و آموخته هایش به رقبای خویش هیچ تردیدی ندارد.

احترام به مردمان کشورش: او برای ایرانی ها اعم از آنانی که در آمریکا زندگی می کنند یا در ایران هستند چه همکارش باشند یا نباشند احترام خاصی قائل است و از ذکر تجربه هایش برای آنان و حتی کمک به هر ایرانی ه در سر راهش قرار می گیرد کوتاهی نکرده است. او با کمال افتخار و گشاده روئی با هر ایرانی که در آمریکا و ایران مواجه می شود مسرور می گردد و مانند بعضی از ایرانیان نادر در آمریکا که عار دارند با ایرانیان دیگر برخورد کنند نیست! بلکه قسمتی از وقت او در آمریکا صرف شرکت در گفتگوهای رسانه های ایرانی است.

تقویت انجمن های حرفه ای: او پیوسته در انجمن های حرفه ای مانندMDRT عضو بوده و به هر شکل در تقویت این انجمن ها و نشر افکار خود و دیگران توسط این انجمن کوشیده است.

نشر علم، اندیشه و تجارب خود: او مکرر در همه سال های گذشته با چاپ کتاب، درج مقاله، ایراد سخنرانی (قریب به 40 سخنرانی سالانه در سطح دنیا) و مصاحبه ،دانش فنی،اندیشه و تجارب خود را با سخنانی فاخر و خودمانی با خوانندگان و شنوندگان خود در میان گذاشته است واز توسعه علم و دانش خویش دریغ نداشته و دچار "خست در گسترش دانش خود" نبوده و آموزش دیگران را "زکات دانائی" خویش دانسته و معتقد است که جهان هستی ما هوشمند و یکپارچه بوده و به کسانی که مال، دانش،تجربه و وقت خویش را برای پیشرفت زندگی دیگران بخشش می کنند ارزش قائل است و بر اساس فرهنگ عارفانه ما نه تنها این قبیل افراد محدود نمی شوند، بلکه تکثیر می یابند، پیشرفت می کنند،وسعت مال و زندگی یافته و عزت می یابند. نکته مهم این است که سخنرانی های ایشان و حتی در بیان معمولی او در عین انتخاب کلمات فاخر و بدور از پیچیدگی و حرفهای غیر قابل فهم و متظاهرانه با عمق فراوان و کلماتی ساده توام با بذله گوئی و احترام به شنونده و شنیدن سخنان و نظرات آنان و بشکلی قصه گونه،دلکش و بدون استفاده از یادداشت حتی در سمینارهای بین المللی می باشد و این یکی از رازهای موفقیت اوست.

لباس آراسته و زیبا: لباس ایشان نیز بسیار با دقت آراسته وزیبا انتخاب می شود. اصولا در جهان امروز لباس مناسب،آراسته و زیبا و بدور از هر گونه جلوه گری نشان از اعتماد به نفس فردی است که آن لباس را می پوشد و درعین حال نوعی ادب اجتماعی است. فراموش نکنیم که دکتر فخارزاده در طی سال حدود 40 سخنرانی در سطح دنیا دارد و در خود آمریکا نیز دائم در جلسات حرفه ای و شغلی شرکت می نماید و در این جلسات مدیران صنعت بیمه و فروشندگان بیمه دارای لباس های آراسته و مناسبند،گذشته از آن پوشیدن لباس با این ویژگی هادرحضورمشتری نشان از اعتبار،اقتدارواحترام فروشنده بیمه دارد یکی از دلائل قبول شخصیت فروشنده با پیام غیر کلامی وزبان بدن ولباس آراسته این اعتماد را می آفریند.اما بطورخلاصه دکترفخارزاده با انتخاب لباس های مناسب ،آراسته ،فاخرودقت دررنگ کت ،شلوار،پیراهن ،جوراب وهماهنگی آنها با رنگ کراوات وکفش در حقیقت چند پیام مثبت راخلق می کند:

1-من اعتقاد به نفس دارم وبرای خود وبدنم که روح خداوندی در آنست ارزش قائلم و به همین دلیل آنرا درلباس مناسب می پوشانم.2-من نماینده یک شرکت معتبر ومقتدر هستم که مخاطب من می تواند به آن تکیه و اعتماد کند.3-من با پوشیدن لباس آراسته ،مناسب وزیبا به بینندگان و بویژه مشتریان بیمه خود پیام میدهم که برای آنان و ملاقات باآنان ارزش و احترام قائلم و از دیدن آنان خوشحالم .4-من با پوشیدن بهترین لباس های خود به خداوند،شعورکیهانی وعالم هستی می فهمانم که از آنان بسیار شاکرم وخوشحالم که را انتخاب کرده اند که متولد شوم وبه عالم این سیاره با شکوه قدم بگذارم .

چهره گشاده ،تبسم برلب وسرورباطنی :گذشته از آنکه زندگی سالم وتوام با موفقیت پی دپی دکتر فهارزاده در آمریکا موجب سرور او شده است .اما چون زندگیش عارفانه وسرشار از ایمان به خداوند وشکرگذاری پیوسته است

دچاریک سرور باطنی عمیق گشته که این سرور وشادی اتصال به سرور کیهانی دارد و آرزوی همه عرفای جهان است.اصولا انسان عارف ،بخشنده ومهربان که مردمان زمانه خود را بندگان خداوند و تجلی خداوند در زمین میداند بمرور لطیف ترشده ود رنهایت به یک سرور باطنی و ظاهری میرسد،بویژه آنکه او این سرور را توام با یک بذله گوئی مودبانه وبانمک فرهنگ ایرانی آمیخته است.

نظم درامور،بزرگی روح ،ادب درهمه موارد:سالها پیش در سفر ایشان به ایران برای اولین بار او را ملاقات کردم در نوروز آنسال برایشان کارت تبریک پست کردم بعد ازآن سال هر زمان که خواستم دراسفند آن سال



کارت تبریک نوروز را زودتر برایشان بفرستم با شگفتی شاهد بودم که کارت تبریک ایشان بسیار زودتر از تصمیم من،به ایران می رسید!و وقتی به کنجکاوی خود در مورد عمل ادب آمیزشان ادامه دادم متوجه شدم که نظمی آهنین و در عین توام با نرمش و دل آسودگی در کلیه امور دارند و با آنکه سن پدر مرا دارند معذالک با بزرگی روح و ادب فراوان به من و سایر آشنایان خود احترام می کنند و سایر امور زندگی را نیز به همین شیوه می گذرانند.

جلب قلوب دیگران:علاوه بر تسخیر قلب های شنودگان اعم از مشتریان بیمه و مستمعین سمینارهای خود، ایشان با دادن هدیه به هر مناسبت، دعوت به رستوران های زیباو صرف ناهار یا شام،پاسخ سریع تلفن تماس گیرندگان،ترتیب یک ملاقات حضوری،بر طرف کردن یک مشکل و پاسخ یک خواسته و حتی یک بذله گوئی بجا قلب دیگران را به سوی خویش جلب می کند.

بیان قصه گونه و نگاه لطیف و مستقیم به مخاطب:علاوه بر همه صفات نیک و دانش فنی و تجارب بین المللی ایشان با استفاده از فرهنگ ایرانی بیانی قصه مانند،فاخر،مودبانه و در عین حال با نگاهی مهربان و لطیف به چهره مخاطب مستقیمآ و با توجه خیره می شوند و این هم یکی دیگر از راز های موفقیت اوست.

آینده بازار یابی در جهان:

فیلیپ کاتلر (پدر بازار یابی نوین):"با افزایش دانایی نسبت به بازار یابی، مردم ثروتمند تر می شوند و شادتر زندگی می کنند"،اضافه می شوند:"بازاریابی در هزاره سوم، فراتر از نگاه سنتی و مدرن است. اینک بازاریابی به بهبود کیفیت زندگی انسانها می اندیشند.بازار یابی علاقه مند است به عنوان ابزار موثر در خدمت جامعه وزندگی انسانها مورد استفاده قرار گیرد.نخبگان بازار یابی جهان نظیر فیلیپ کاتلر بر این باورند که از بازار یابی برای دستیابی به هدفهای بهبود و توسعه نظیر بهداشت وآموزش در ظرفیت های پائین استفاده شده است. به گفته کاتلر،خشنود کننده ترین شغل بازار یابی این است که دیگر کوکالا و خمیر دندان نفروشید بلکه تعلیم و تربیت و سلامتی بیشتر را برای مردم عرضه کنید و در کیفیت زندگی آنان تفاوتی واقعی ایجاد کنید"

جهانی بیندیش و بومی عمل کن:

با توجه به نظر فیلیپ کاتلر به نظر می رسد که دکتر مهدی فخار زاده اینک مثل هزاران نفر از فروشندگان حرفه ای و برتر بیمه عمر در جهان به تعلیم و تربیت و سلامتی مردم این سیاره زیبای خداوند پیوسته توجه داشته و به آن عمل کرده است و در سخن آخر علی رغم آنکه گفتنی های بسیار دیگری در مورد دکتر مهدی فخارزاده دارم که امیدوارم در آینده آنها را نیز بگویم و بنویسم. احساس می کنم او از سالها پیش آنچه را که فیلیپ کاتلر به آن رسیده توسعه داده است و اضافه می کنم که او تجسم واقعی شعار "جهانی بیندیش بومی عمل کن" می باشد.

هر زمان که پای سخن فاخر و زیبای او می نشینم احساس زیر در دلم جوانه زده و تولد می یابد:

در ذهنم فضای خانه ای ساده،صمیمی و دوست داشتنی را در دهه 1320 در هوای پاک تهرانی خلوت را در خیابان خراسان می بینیم که از پشت بام آن به علت باران ساعاتی پیش بوی مست کننده کاه گل به مشام میرسد،در حیاط زیبای این خانه در ماه اردیبهشت بوی گل بهار نارنج درخت نارنج باغچه کوچک به مشام می رسد وآمیخته با بوی گل های اطلسی و بهاری باغچه شده است. در حوض زیبا و رنگ شده با رنگ لاجوردی چندین ماهی جست و خیز کرده و چند هندوانه و چند نارنج در آب حوض خود نمائی می کند. روی تخت چوبی بزرگی در کنار حوض فرش دست بافت زیبائی چشم نوازی می نماید و در گوشه آن سماور نفتی به جوش آمده و قوری چای خوش عطری روی آن دم کشیده و ما را وسوسه می کند. پدر بزرگ دوست داشتنی، خوش چهره و خندان خود را می بینم که با وقار، متانت و با سخنانی عمیق و فاخر اما قصه گونه و ساده به ما فرزندان خود که در اطراف او جمع شده ایم با نگاهی مهربان می نگرد و به سخنان خود ادامه می دهد.رادیو لامپی خانه ما نیز ترانه زیبائی را از بنان پخش می کند، ترانه رادیو برای چند لحظه قطع شده و گوینده رادیو می گوید"مدیران موفق در قرن حاضر کسانی هستند که جهانی می اندیشند و بومی عمل می کنند" و سپس ادامه پخش ترانه بنان را می شنوم که در زیر صدای رسای پدر بزرگ مهربان خودمان فضای شاعرانه و دلچسبی را خلق کرده است ، دقت که می کنم می بینم پدر بزرگ خوب ما دکتر مهدی فخارزاده تجسم همان کسی است که گوینده رادیو میگفت!

نویسنده عید نمایند کد2328 کارافرین