بیمه پاسارگاد (1997)

سخنان مجمد امین در حمع بیمه پارسیان
نویسنده : علی نادری - ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۱
 
توانایی ایفای تعهدات در یک شرکت بیمه، از همه چیز مهم تر است
 
محمدابراهیم امین رئیس کل بیمه مرکزی و رئیس شورای عالی بیمه در جریان بازدید از شرکت بیمه پارسیان در جمع اعضای هیئت مدیره، مدیر عامل و مدیران این شرکت حضور یافت و سخنانی به این شرح ایراد کرد:
امروز توفیقی است که در خدمت مدیر عامل، اعضای هیات مدیره و مدیران ارشد بیمه پارسیان هستم و همچنین خوشحالم در جمع صمیمی دوستان قدیمی و جدید صنعت بیمه می باشم.
 معمولا یک سوال در صنعت بیمه مطرح است و آن اینکه یک شرکت بیمه خوب چه شرکتی است؟ در دنیا شرکت های مختلف را رتبه بندی می کنند که این رتبه بندی بیشتر مبنای مالی دارد و البته به ساختار سازمان و فرآیند توجه می شود اما اغلب این رتبه بندی مبنای مالی دارد و در مورد شرکت های بیمه یکی از مبنا ها این است که شرکت بیمه چقدر تعهدات دارد و چقدرتوانایی ایفای این تعهدات را در هر زمان دارد. این از نگاه ناظران بیرونی می تواند بسیار مهم باشد، منتها تمام موضوع این نیست و یک شرکت بیمه با ذینفعان متعددی روبروست؛ از سهامداران گرفته تا کارکنان که در اینجا کارکنان نقش سرمایه اصلی شرکت را دارند و طبیعی است که اگر نیروی انسانی صرف نظر از انگیزه های مادی انگیزه های معنوی بالایی نداشته باشد هر چه سرمایه بالایی در شرکت بیمه بیاورید و هرچه بیمه نامه بیشتری صادر گردد معلوم نیست سرنوشت این تعهدات به کجا می رسد، پس کارکنان شرکت نقش بسیار موثری دارند.
 پس باید از دید کارکنان هم وضیعت شرکت را بدانیم که چگونه است و همچنین از دید مشتریان؛ چرا که  مشتریان شرکت را از لحاظ ایفای تعهدات، نوآوری، خلاقیت، نحوه رسیدگی به خسارت ها، حفظ حرمت انسانها قضاوت می کنند و اینکه یک شرکت بیمه در صدور چقدر مشورت و اطلاعات می‌دهد، چقدر در پرداخت خسارت منصفانه، محترمانه و عادلانه برخورد می‌کند و سپس از چشم نهاد ناظر نیز باید بدانیم شرکت بیمه در چه وضعیتی است.
 از هر دریچه ای نگاه کنیم معیارهایی وجود دارد و مدیران ارشد یک شرکت بیمه اگر این معیارها را در نظر نگیرند و خودشان را از چشم بیرونی ها نبینند و معیارهایی که بیرونی ها با آن شرکت را قضاوت می کنند به خوبی نشناسند و به آن حساس نباشند ممکن است در درونِ مسایل جزیی غرق شوند و فکر کنند خیلی هم خوب عمل می نمایند.
در بازار رقابتی این مسایل اهمیت بیشتری پیدا می کند. در جایی که ۳۰ شرکت بیمه با نام و عنوان‌های مختلف وجود دارد چگونه می توان با اطمینان شرکت یا شرکت هایی خاص را ]به بیمه گذاران [ توصیه نمود، پس باید معیارهایی روشن وجود داشته باشد. ذینفعان دیگر]شرکتهای بیمه[ نمایندگان بیمه هستند که مستقیم با مردم روبرو هستند و نمایندگان از خود می پرسند شرکت من چه ویژگی هایی دارد که باید به آن اشاره کنم و تمایز را نسبت به رقبا نشان دهم و چون معیارها زیاد شناسایی، اطلاع رسانی و مانور نشده و مدنظر قرار نگرفته ]نشان دادن این تمایز[ کار سختی است.
پس آن ویژگی هایی که اصالت دارند و باید به آنها رسید تا مردم، جامعه، مسئولین و رسانه ها بر اساس آنها قضاوت کنند، چیست؟ در کشورهای خارجی به آن]معیارها[ برند سازی می گوییم اما چون رقابت به معنای واقعی جای نیفتاده و رقابت ما بخصوص در صنعت بیمه بر اساس اصول و مبنای بازار رقابتی نیست آن برند سازی واقعی را نداریم.
در بازار رقابتی بر روی کیفیتِ همراه با قیمت رقابت می کنند. در بیمه کیفیت قابل اندازه گیری نیست و در زمان فروش تنها حُسن رفتار، دفتر و محل مناسب واحترام گذاشتن ممکن است ]بعنوان[کیفیت تعبیر شود اما ]در یک شرکت بیمه[ کیفیت واقعی زمانی نشان داده می شود و قابل اندازه گیری است که بیمه گذار با خسارت مواجه شود.
در سال ممکن است یک میلیون بیمه نامه بفروشید اما صد هزار فقره از آن به خسارت بخورد ولی آن تعداد بسیار زیاد صدور نمی تواند به تنهایی کیفیت را نشان دهد، بلکه این تعداد بسیار کم که با خسارت مواجه شده اند نشان دهنده کیفیت است. اکنون باید چه کنیم تا بتوانیم در این بازار کیفیت خوب خود را نشان دهیم و نمایندگان ما برای فروش به چه نکات مثبتی از شرکت، اشاره نمایند؟
به نظر من در یک شرکت بیمه هیچ چیز مهم تر از این نیست که توانایی ایفای تعهدات خود را به لحاظ مالی داشته باشد. ما اکنون در صنعت بیمه داریم بیمه عمر می فروشیم و متاسفانه محاسبات دقیقی در این زمینه صورت نمی گیرد و نمی دانیم در زمان بازپرداخت تعهدات این بیمه نامه های عمر لطمه ای به شرکت وارد می شود یا خیر؟ این تعهدات را چگونه و چه کسی باید بپردازد؟
اکنون بدرستی نمی دانیم کدام شرکت مبنای محاسباتی درستی دارد؟ و جداولی که ارائه می دهد تا چه حد هم برای مشتری منصفانه و عادلانه است و هم برای شرکت و این بحث دو وجه دارد و نمی‌بایست در آینده از سرمایه سهامداران خود تعهدات را پرداخت نماید. کما اینکه تجربه کردیم شرکتی باتبلیغ تخفیف آنچنانی اقدام به جذب نماینده و فروش بیمه کرد و چون امتیاز و چیزی برای عرضه به عنوان تمایز نداشت فقط بر اساس قیمت پایین و ارائه تخفیف] آنچنانی[ نمایندگان خود را ترغیب به فروش کرد و وضعیتی را بوجود آورد که همه ما شاهد بودیم. اگر مدیران شرکت هم درک لازم را نداشته باشند که بیمه فقط فروختن نیست و اداره کردن یک شرکت بیمه یعنی برقراری تعادل بین منابع و درآمدها و مصارف هم هنر مدیران ارشد بیمه هاست یعنی مدیر فنی که حق بیمه ای می گیرد و ]این حق بیمه[ جبران خسارت را نمی کند وی یک مدیر فنی نیست.
حال در شرایطی که در اوضاع اقتصادی مناسبی نیستیم و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی می خواهند فقط به بقا و پایداری فکر کنند، این خطرناک است که یک شرکت فقط به بقا و پایداری خود فکر کند و فقط بفروشد. ]چنین شرکتی[چقدر می‌تواند دوام بیاورد؟ کافیست توقفی در فروش به وجود بیاید تا آن شرکت] بیمه[ از پا درآید.
در این شرایط حساس اقتصادی که به نقدینگی نیاز داریم اگر مدیران بیمه ذهن خود را فقط به فروشِ بیشتر معطوف کنند بدون توجه به اینکه آیا این حق بیمه برای پرداخت هزینه ها مکفی است و همچنین آیا این حق بیمه وصول می شود یا خیر، با شکست مواجه خواهند شد.
اکنون یکی از مشکلات صنعت بیمه، بدهی ایران خودرو به شرکت هایی است که با آن قرارداد دارد که حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد تومان است و این رقم برای شرکت هایی که سالانه ۲۰ هزار میلیارد فروش دارند از یک مشتری و در یک رشته آن هم رشته ای که خسارتی بالای صد در صد دارد، خطر بزرگی است؛ خسارت را که نمی توان پرداخت نکرد چرا که بد نام می شود؛ شرکت بیمه وقتی نقدینگی ندارد چه اتفاقی می افتد؟ پس بهتراست این گونه بیمه نامه را اصلاً نفروشیم تا اینکه بیمه نامه ای بفروشیم که حق بیمه آن اقتصادی و فنی نیست و یا وصول نمی شود و یا بخشی از آن وصول می شود؛ ما هم اکنون این مشکل را در صنعت بیمه داریم.
مشکلات بزرگ ما در صنعت بیمه :
۱-    نرخ شکنی هایی که تبدیل به دامپینگ شده اند (یعنی زیر هزینه های تولید)
۲-    مطالباتی که وصول نمی شوند.
این مطالبات به عنوان دارایی در صورت های مالی شرکت های بیمه می آید و از آن مالیات پرداخت می شود، عوارض و سهم اتکایی داده می شود، اما از آن طرف وصول نشده است و اگر این مطالبات از دوره ای فراتر رود دیگر غیر قابل وصول خواهد بود. دوسال پس از صدور حق بیمه نمی توان دیگر آن حق بیمه را وصول کرد و این ریسک بزرگی است.
بنده از گزارش جناب آقای اویار حسین لذت بردم و مشاهده نمودم که توجه به این مسایل در بیمه پارسیان قابل قبول است. زمانی بیمه مرکزی فشار زیادی به بیمه پارسیان آورد به دلیل اینکه مطالبات زیادی از ایران خودرو داشت و سهم بالایی از مطالبات داشت، دیدم با تلاش صورت گرفته این مطالبات به سمتی می رود که نسبت معقولی داشته باشد و البته یک بنگاه اقتصادی بدون مطالبات وجود ندارد اما باید نسبت معقولی داشته باشد و کیان شرکت را به خطر نیندازد؛ مدیران ارشد باید از کیان شرکت محافظت کنند. ما تعهدات را نمی توانیم دقیق اندازه گیری کنیم و نمی توانیم دقیقاً بگوییم اگر خدای نکرده زلزله ای اتفاق بیفتد آیا شرکت های بیمه سر به سلامت می برند؟ اگر ما که در صنعت بیمه مسولیت داریم تعهدات حساب شده ای را ایجاد ننماییم، برای آیندگان مشکل درست می کنیم؛ البته گاهی در همه زمینه ها این اتفاق می افتد چه درحوزه انرژی،‌ محیط زیست، آب و ... و ما ثروت و سرمایه خود را می خوریم و]در صنعت بیمه نیز[ به اندازه مصرف روزانه حق بیمه می‌گیریم و به فکر آیندة این کار نیستیم؛ در شرکت بیمه هم اگر به فکر آینده و حوادث غیر مترقبه نباشیم و به اندازه کافی ذخایر نگیریم چه اتفاق ناگواری برای صنعت بیمه خواهد افتاد.
 اکنون در بیمه مرکزی در حال محاسبه دقیق ذخایر بر اساس روشهایی خاص هستیم تا وضعیت ذخایر شخص ثالث مشخص شود. برآوردهای اولیه نشانگر حجم بالای کسری ذخایر شخص ثالث است. ما بر اساس underwritting به این آمار رسیده ایم؛ یعنی بیمه نامه های صادره از ۵ سال پیش تاکنون  چقدر بابت آنها خسارت پرداخته شده و چقدر ذخیره گرفته شده است؛ پس این محاسبات خیلی جای شک و شبه ندارد.
 سوال دوم کسانی که این وضعیت را ایجاد نموده‌‌‌‌‌‌اند، آیا آگاهانه بوده یا ناآگاهانه؟ وقتی حق بیمه‌ای گرفته می‌شود بخشی برای خسارت همان سال، ذخیره سال آینده و هزینه‌های جاری را باید پوشش دهد و اگر این موارد رعایت نشود به این کسری می‌رسیم.
راه حل چیست؟
به عنوان بیمه مرکزی باید از هم‌ اکنون فشار بیاوریم تا شرکت های بیمه ذخایر را به اندازه معقول در صورت‌های مالی سال ۹۴ لحاظ نمایند که صنعت بیمه را با مشکل مواجه می‌کند اما حداقل می‌توانیم بخشی از این ذخایر را جبران کنیم و این سود‌های موهومی را که گاهی ]در صورتهای مالی شرکت های بیمه[ شناسایی می‌شود، نباید اعلام کنیم.
از دید نهاد ناظر، شرکتی که کسری ذخایر ندارد و به تعهدات خود به خوبی می‌تواند عمل کند، شرکت خوبی است. از دید مردم، رفتار و نظم و ترتیب و پرداخت خسارت و احترام مهم است و از دید نماینده این است که شرکت توسط مدیران با صداقت و درستکار اداره شود و شرکت توانمند از مدیریت توانمند برخوردار بوده و ضوابط و آیین نامه‌های خوبی دارد و نماینده به موقع سرویس می‌گیرد و از نگاه مسئولین و رسانه‌ها که نگاه آنها انعکاس نگاه مردم است و نظر مردم مهم است و اگر مردم معترض به شرکتی نباشند و مرتب شکایت نکنند این از دید ایشان شرکت معقولی است. پس از دریچه‌های مختلفی می‌توان به یک شرکت بیمه نگاه کرد و ارزیابی نمود و ما باید در یک شرکت بیمه تصور کنیم که از تمام این دریچه‌ها به ما نگاه می‌کنند مردم، مشتریان، کارکنان، نمایندگان و ....
ایفای تعهدات به حرف نیست و در عمل و در صورت‌های مالی باید اثبات شود که شرکتی آیا توانایی کافی برای ایفای تعهدات خود دارد یا خیر؟ بنده با توجه به این مطالب و جمع بندی آن، شرکت بیمه پارسیان را به طور نسبی شرکتی با مشکلات کم در صنعت بیمه می دانم در زمینه جذب نماینده، کارمند خوب و آموزش مناسب. 
در پایان با تشکر از دعوت و تبریک به مناسبت انتقال به این ساختمان مناسب که خود تاثیری مدیریتی است، انشاالله برای بیمه پارسیان برکات خوبی داشته باشد.
۱۳۹۴/۱۰/۱۹